پیشتر که کم سن و سال تر بودم، با عرفان اسلامی آشنایی دُرست و دَرمانی نداشتم و نمی دانستم این مکتب، مکتبی تاثیرگذار در زمینه روح و روان است. ولی بعدها که از طریق مثنوی مولانای روم آن عارف شهیر ایرانی توانستم به اهمیت صد چندانش پی ببرم به آن علاقه مند شدم!
از همین روست که مثنوی خوانی یکی از برنامه های روزانه ام است.
عرفان، برای عصر ما، که عصر رقابت های تجملاتی و مصرفگرایی مفرط است به عنوان دارویی برای تسکین دردهای انسان که ناشی از سبک زندگی رقابتی مفرط عصر مدرنیته اند کارگر است و نیز به انسان در پرداختن به روح و روان انرژی مثبت تزریق می کند تا وی بتواند از غلبه یافتن تمایلات و شهوت های نفسانی بر روح و روان جلوگیری به عمل آورد و به یک تعادل دست یابد!
به حضرت مولانای روم و کتاب شریفش عشق می ورزم چون هم خودش و هم کتابش آرامش آفرینند!
مثنوی درون انسان را گلستان می کند!
✍️ محسن دامنی
اینجانب محسن دامنی ملقب به ابو نیما، این وبلاگ را جهت مطالب و یادداشت ها و مقالات ادبی و فرهنگی و اجتماعی که در این چند سال اخیر نگاشته ام ایجاد کرده ام تا بلکه با نشر آنها در این صفحه بتوانم به جامعه انسانی کمکی هرچند کوچک کرده باشم. امید است محتوایی که توسط بنده در زمینه های ادبی و فرهنگی و اجتماعی در این جا نشر می شود بتواند مورد توجه شما مخاطبین عزیز قرار گیرد. ان شاءالله چنین باشد!