تمام انسان ها ظرفیت شکوفا شدن دارند به شرطی که بتوانند خودشان را کشف کنند.
انسان با کشف خود به عزت نفس می رسد و با عزت نفس به شکوفایی!
✍ محسن دامنی
تمام انسان ها ظرفیت شکوفا شدن دارند به شرطی که بتوانند خودشان را کشف کنند.
انسان با کشف خود به عزت نفس می رسد و با عزت نفس به شکوفایی!
✍ محسن دامنی
سال ها بود خودم را با این ذهنیت که دیگران در موردم چه فکر می کنند، گول می زدم و اغلب رفتارهایم را به ظن خود همسو با افکار و انتظارات مردم انجام می دادم.
اما مطالعه به من فهماند که دیگران اصلا فکر نمی کنند، اگر فکر می کردند، خُب نباید در زندگی دیگران سرک می کشیدند؟!
از آنجا به بعد بود که به زندگی اصیل دست یافتم!
✍ محسن دامنی
من،
منم را گم کرده بودم.
مدت ها بود با منی که مردم از من انتظار داشتند،
زندگی می کردم!
اما، آرامش نداشتم.
حالا من واقعی ام را پیدا کرده ام و آرامم!
✍ محسن دامنی
اسلحه ذاتأ چیز بدی نیست اگر فقط در دست اهلش باشد.
✍️ محسن دامنی
🔹اگر یک فرد غیر نظامی و عادی (مثل ماها) در قرن بیست و یکم که اکثر مردم دنیا در حال سبقت گرفتن از همدیگر از لحاظ رشد و توسعه هستتد بیاید به جای کسب علم و افزودن به شعور خود و تحصیل پیشرفت در عرصه های شغلی و اقتصادی، به اسلحه افتخار و اهمیت بدهد و با آن مرتبا عکس بگیرد و در اینستاگرام و فضای مجازی منتشر و از این راه بخواهد خودش را مطرح کند. این رفتارش، نه تنها رفتار قابل قبولی نیست، بلکه مایه تعجب و تأسفِ هر صاحبِ عقل سلیمی است! چون الان دیگر پنجاه سال پیش نیست که فردی که اسلحه دارد و بزن بهادر است فردی مفید و مهم برای جامعه است. بلکه برای جامعه کسی مفید خواهد بود که شهروند مثبتی باشد.
در عصر کنونی تنها رفتار و عملکرد انسانی باعث افتخار است که فردی منطقی است و در پی تشکیل خانواده، تامین رزق حلال، تحصیل علم و اخلاقی زیستن می باشد!
🔹 شاید بنا به بافت پنجاه سال پیش، اسلحه داشتن برای مردم آن زمان که صرفا در قالب قبیله و در بیابان زندگی می کردند، یک نیاز و ارزش محسوب می شد. چون حفظ و دوام زندگی شان به اسلحه و بزن بهادر بودن وابسته بود. اما اکنون که عصر علم و پیشرفت و شهروند خوب بودن است؛ به هیچ عنوان یک نیاز و ارزش نیست که کسی بخواهد با عکس گرفتن و تیراندازی کردن با اسلحه در عروسی ها، خودش را مطرح کند. بلکه یگانه راه برای مطرح ساختن این است که آدمی باید به چیزهایی افتخار کند که واقعا باعث افتخارند تا در سایه چنین فخرفروختن عقلانی، به خوشبختی و موفقیت واقعی دست یابد، و از زندگی کوتاهش نیز، نهایت لذت را ببرد!
ما از اینکه دیگران عیب هایمان را به ما گوشزد کنند چه بسا ناراحت شده و بلافاصله واکنش نشان دهیم!
اما اگر کتاب بخوانیم کتاب با شیوه ای ملایم و به گونه ای که ناراحت نشویم عیب هایمان را به ما گوشزد می کند.
کتاب بخوانیم که کتاب ما را متوجه نقص هایی می کند که در ما وجود دارد و نیز شیوه اصلاح شان را به ما آموزش می دهد!
✍️ محسن دامنی
💢 طرز فکر صفر و صدی ما حین مباحثه با همدیگر در فضای مجازی و حقیقی، نشان دهنده این مهم است بر خلاف مدرکی که داریم و ادعای روشنفکری که می کنیم، فاقد درک لازم هستیم!
💢 برای همین؛ وقتی می خواهیم نظرمان را بیان کنیم، آن را با نگاه عاقل اندر سفیه با فردی که مستمع سخنان و مخاطب ما می باشد در میان می گذاریم و حتی لحظه ای هم به این نمی اندیشیم که شیوه صفر و صدی، شیوه ای است مخرب با عواقبی خطرناک!
💢 به احتمال زیاد به این دلیل دوستدار شیوه صفر و صدی هستیم که گمان می کنیم این تنها ما هستیم که اهل فضل و دانش هستیم و بقیه از پشت کوه آمده اند!
💢 تلنگری است اول به خودم و بعد، به سایر عزیزانی که این کوته نوشته را می خوانند تا با اصلاح خویش، بتوانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم و از جدل دوری!
زیرا آدم ها با گفت و گو به رشد می رسند نه با جدل!
گفت و گو سازنده است و جدل ویران کننده!
✍️ محسن دامنی
من نگرشم را به گونه ای متحول کرده ام که اگر قرار است دردهایی متحمل شوم.
آن وقت، خاستگاه این دردها هرچه می خواهد باشد، حداقل، ناشی از دیدگاه بنده نباشند!
زیرا، این جوری هم کمتر ناراحت می شوم و هم، کمتر گلایه می کنم از دیگران. در عوض با اتخاذ چنین رویکردی فرصت پیدا می کنم تا میزان بازدارندگی ام را به درجه ای برسانم که در پرتو آن؛ حرف ها و رفتارهای افرادی که بی شعور اند و قصدشان اذیت کردن من است، در سلب آرامشم کارگر نباشند!
با این شیوه، هم آرامشم درون زا و مستمر است و هم، آدم بی شعورها نادیده گرفته می شوند، تا فکر نکنند کسی اند!
در واقع، مرکز کنترلم در درون است، نه برون!
✍️ محسن دامنی
راز آلود ترین موجود کره ی خاکی انسان است. مراد این است که من و تو راز آلودیم!
پس هیچ گاه بر مبنای یکسری اطلاعات ناقصی که داریم دست به قضاوت همدیگر نزنیم. زیرا قضاوت کار خداست، نه من و شما!
من و شما اگر قاضی خوبی بودیم آن وقت اول رفتار خودمان را قضاوت می کردیم که چه اندازه همسو با دستورالعمل های اخلاقی است نه این که در زندگی دیگران سرک بکشیم! سرک کشیدن اسمش جاسوسی است. خداوند در سوره مبارکه حجرات که اخلاقی ترین سوره قرآن کریم است فرموده اند: یکی از صفات مؤمنان این است که هیچ وقت دنبال سرک کشیدن نیستند!
متاسفانه زندگی افراد بی شماری به خاطر قضاوت های غیراخلاقی و نابجای برخی مردم، نابود شده اند!
به جای قاضی بودن، تمرین کنیم مثل گل مبارک باشیم!
✍ محسن دامنی
پیشتر که کم سن و سال تر بودم، با عرفان اسلامی آشنایی دُرست و دَرمانی نداشتم و نمی دانستم این مکتب، مکتبی تاثیرگذار در زمینه روح و روان است. ولی بعدها که از طریق مثنوی مولانای روم آن عارف شهیر ایرانی توانستم به اهمیت صد چندانش پی ببرم به آن علاقه مند شدم!
از همین روست که مثنوی خوانی یکی از برنامه های روزانه ام است.
عرفان، برای عصر ما، که عصر رقابت های تجملاتی و مصرفگرایی مفرط است به عنوان دارویی برای تسکین دردهای انسان که ناشی از سبک زندگی رقابتی مفرط عصر مدرنیته اند کارگر است و نیز به انسان در پرداختن به روح و روان انرژی مثبت تزریق می کند تا وی بتواند از غلبه یافتن تمایلات و شهوت های نفسانی بر روح و روان جلوگیری به عمل آورد و به یک تعادل دست یابد!
به حضرت مولانای روم و کتاب شریفش عشق می ورزم چون هم خودش و هم کتابش آرامش آفرینند!
مثنوی درون انسان را گلستان می کند!
✍️ محسن دامنی
من شخصا دقیقا از زمانی وارد مدار آرامش شدم که موفق به خواندن قرآن کریم و آشنایی با عرفان و فلسفه شدم!
اگرچه ابتدا مسیر فهم فلسفه برای من سنگلاخی بود، اما پس از گذر از سنگلاخ ها وارد مسیر نسبتا همواری شدم!
البته باید بگویم مطالعه فلسفه بدون فهم و شناخت قرآن کریم و دین اسلام، چه بسا انسان را وارد وادی الحاد کند.
از کسانی که علاقه مند به مطالعه فلسفه اند می خواهم که ابتدا به ساکن باید قرآن کریم و متون اسلامی را مطالعه و فهم کنند و بعد متون فلسفه را!
محسن دامنی
انسان در زندگی با دو نوع درد و رنج مواجه است. یکی درد و رنج های گریزپذیر مثل درد دندان و بیماری ها و ...، و دیگری دردهای گریزناپذیر مانند مرگ!
از همین رو، انسان باید با تلاش و برنامه ریزی و همت بلند درد و رنج های گروه اول را مرتفع سازد. اما در خصوص رفع درد و رنج های گروه دوم نمی تواند دست به کاری بزند الا معنا دادن به آن ها، بلکه تنها با معنادار ساختن می تواند درد و رنج های گریزناپذیر را تحمل پذیر کند. اضافه می شود دین و فلسفه (خصوصا فلسفه اخلاق) در معنادهی به درد و رنج های گروه دوم از ظرفیت فوق العاده ای برخوردار هستند.
برای همین هیچ گاه در طول تاریخ از هواداران دین و فلسفه کاسته نشده است.
✍ محسن دامنی
در فصل پاییز هستیم و شهادت بهترین شباهت را به آن دارد!
همان گونه ریزش برگ های درختان در فصل پاییز مقدمه رویشی نو است شهادت هم همان فانی شدن در دنیا جهت متولد شدن در سرای جاوید است!
کجا می فهمند صهیونیست های نفهم و خونخوارِ دنیاطلب که با کشتن زنان و کودکان و مجاهدان و تخریب زیرساخت ها ره به جایی نخواهند برد.
زیرا کشتن مومنان به خاطر داشتن آرمان های والای اسلامی انسانی از سوی صهیونیست ها، هنوز فرهنگ شهادت را در بین مسلمانان بیشتر تکثیر می کند!
✍️ محسن دامنی
در مسیر رسیدن به معشوق، هیچ اتفاقی، تلخ نیست؛ چون که تمام رنج های این مسیر، معنا دارند!
آن هم، معنایی از جنس وصال عاشق و معشوق!
✍ محسن دامنی
https://eitaa.com/joinchat/436274095C12c357c6e9
داستان رژیم غاصب اسرائیل داستان دزدانی است که برای تامین امنیت خود در غارت کامل ثروت مردم مجبورند تمام ساکنان محله مورد نظر را بکشند تا در چپاول اموال گرفتار هیچ رنجی نشوند!
اسرائیل سال هاست به این بهانه در فلسطین و لبنان انسان می کشد!
آن وقت، سازمان های بین المللی مدعی مدافع حقوق بشر در این خصوص هیچ اقدام بازدارنده ای را انجام نداده اند! شاید هم منظورشان از " بشر " فقط اروپایی ها و آمریکایی هاست و سایر مردم در این زمره قرار نمی گیرند!
آن چه برای من جوان مسلمان آشکار گردید این است که واژگانی مانند" حقوق بشر، انسانیت، دموکراسی"، آلتی در دست کشورهای قلدر است تا به وسیله شان بشریت، خصوصا جوامع اسلامی را سلاخی کنند!
زیرا نیک می دانند که جهان بینی اسلامی خواهد توانست در آینده ای نزدیک تمدن پوشالی غرب را با چالش جدی مواجه سازد.
از همین روست که سیاست پیش دستی را در پیش گرفته اند و با تمام امکانات و ادوات کشور فلسطین را غصب کرده اند و وقتی فلسطينيان با چوب و سنگ و مواد منفجره دست ساز از خود دفاع می کنند، آن ها با بی شرمی تمام در رسانه های شان تبلیغ می کنند: نگاه کنید مسلمانان تروریست هستند.
درحالی که تروریست خودشان هستند!
من جوان مسلمان به شما اعلام می دارم که اندیشه های قرآنی ما مجددا جهان گیر خواهد شد، اگرچه به مسلمانان برچسب تروریست بزنید و به این بهانه قتل عام شان هم کنید!
✍️ محسن دامنی
من عاشق کتابم
و مثل کتاب،
فهرست و مقدمه دارم!
اگر خواستی ورقم بزنی تا موضوع دلخواه خودت را پیدا کنی، نمی توانی؛ مگر با نگاه کردن به فهرست و سپس خواندن مقدمه ام!
✍ محسن دامنی
https://t.me/abonima1367
آدم ها، با مدرک منهای درک؛ ممکن است بتوانند به یک شغل نان و آبدار و باکلاس دست یافته و موقعیت اجتماعی شان را از این رهگذر ارتقاء دهند. اما با مدرک همراه با درک، قطعا می توانند انسانیت را در خودشان به درجه کمال برسانند!
آن چه نباید از سوی محصلان (دانش آموزان و دانشجویان) فراموش شود، این که، مدرکشان باید مظهر درکشان باشد. تا با کسب آن، هم نیازهای مادی زندگی شان مرتفع شود و هم نیازهای معنوی زندگی شان!
✍️ محسن دامنی
حرف خوب روی دیوار هم نوشته شده است!
✍️ محسن دامنی
🔹دوستی دارم که از حیث حرف خوب زدن، نمونه ندارد. اگر در جمعی دوستانه و غیردوستانه برایش فرصتی مهیا شود این پتانسیل را دارد که هر گونه حرف و ادعایی بکند!
اما آن چه مهم است و او به آن توجهی ندارد این که خیلی کم به حرف هایش عمل می کند!
🔹شاید نمی داند که خوب بودن هر فرد صرفا در گروی حرف خوب زدن نیست!
🔹به قول گفتنی حرف های خوب روی دیوار هم تا دلتان بخواهد نوشته شده، پس می توان گفت که دیوار آدم است؟! خیر.
🔹 اگر جملات خوب روی دیوار با آب طلا هم نوشته شده باشند بازهم دیوار همان دیوار است!
🔹آدم هایی که صرفأ حرف های خوب می زنند و هیچ تلاشی نمی کنند که عمل شان حتی کمی شبیه حرف های شان باشد بسان دیوار اند! چون تنها می توانیم حرف های قشنگ را روی دیوار زبان آنها ببینیم و بخوانیم، نه چیز دیگری.
🔹یک روز می خواستم به او بگویم که لطفا دیوار نباش، آدم باش! حقیقتأ جرئت نکردم و ترجیح دادم که با قلمم و در قالب یادداشتی آن را نوشته و منتشر نمایم تا بلکه اینگونه هم برای او موثر باشد و هم برای دیگرانی که شاید وجود دارند و چون او تنها حرف قشنگ می زنند و از عمل خوب تهی اند!
🔹 همان گونه یک شهر به صرف وجود دیوارهای زیبا، زیبا نمی شود، یک جامعه هم به صرف وجود افرادی که حرف خوب می زنند و فاقد عمل خوب اند، خوب نمی شود!
امید که آدمیان به گونه ای عمل کنند که رفتارشان مظهر آنچه می گویند باشد! ان شاءالله!
رسالت آگاهی دردمند کردن انسان است.
آگاهی ای که مولد درد نباشد، آگاهی نیست، بلکه اطلاعات عمومی است!
اصلا کار آگاهی اذیت کردن انسان ناآگاه است.
آگاهی می خواهد با تخریب ناآگاهی، خود را نزدِ انسان محبوب کند!
زیرا، انسان با آگاهی می تواند به جایگاهی والا برسد!
✍️ محسن دامنی
آرمان های هر جامعه را می توان از طریق ارزش های حاکم در آن جامعه شناخت!
در جامعه ای که ارزش های غالب اعضایش در تمجید و تحسین از بزن بهادری و میر و کدخدا بودن پدربزرگان شان و قمه کشیدن و چاقو و اسلحه داشتنِ خودشان خلاصه می شود با عرض پوزش باید گفت آرمان های شان همچنان همان آرمان های قبیله ای صد سال پیش است اگرچه از حیث ظاهری، ملبس به لباس شیک و مدرن اند!
✍ محسن دامنی
تمام انسان ها نیاز به دیده شدن دارند!
پس، جوری خودت را معرفی کن
که معرفی شدن زمینه ساز مبارک شدنت باشد نه موجب تخریب دیگران!
زیرا، برخی آدم ها به این جهت دیگران را تمسخر و تخریب می کنند که دیده شوند!
دلیلش این است که خانواده های شان به آن ها نیاموخته اند که به جز تمسخر و تخریب راه های دیگری که موافق اصول اخلاقی اند نیز برای دیده شدن وجود دارد!
این نکته را وقتی کلاس هفتم راهنمایی بودم پدرم به من گفت؛ و از آن پس، سعی کرده ام به خاطر دیده شدن خودم، نباید آبروی دیگران را نادیده بگیرم!
✍ محسن دامنی
https://eitaa.com/joinchat/436274095C12c357c6e9
پیشتر که کم سن و سال تر بودم، با عرفان اسلامی آشنایی دُرست و دَرمانی نداشتم و نمی دانستم این مکتب، مکتبی تاثیرگذار در زمینه روح و روان است. ولی بعدها که از طریق مثنوی مولانای روم آن عارف شهیر ایرانی توانستم به اهمیت صدچندان آن پی ببرم به آن علاقه مند شدم!
از همین روست که مثنوی خوانی یکی از برنامه های روزانه ام است.
عرفان، برای عصر ما، که عصر رقابت های تجملاتی و مصرفگرایی مفرط است به عنوان دارویی برای تسکین دردهای انسان که ناشی از سبک زندگی تجملاتی و رقابتی مفرط عصر مدرنیته اند کارگر است و نیز به انسان در پرداختن به روح و روان انرژی مثبت تزریق می کند تا وی بتواند از غلبه یافتن تمایلات و شهوت های نفسانی بر روح و روان جلوگیری به عمل آورد و به یک تعادل دست یابد!
به حضرت مولانای روم و کتاب شریفش عشق می ورزم چون هم خودش و هم کتابش آرامش آفرینند!
مثنوی درون انسان را گلستان می کند!
✍️ محسن دامنی
https://eitaa.com/joinchat/436274095C12c357c6e9
یکی از توصیه های روان شناسی اجتماعی این است که انسان را به توجه به ظاهر تشویق می کند و می گوید ظاهر اولین چیزی ست که در تیررس نگاه مردم است و باید جذاب باشد. به تعبیری عقل مردم در چشمان شان است. اما من، در کنار زدنِ مهر تاییدی به این توصیه روان شناسی اجتماعی؛ خاطر نشان می سازم که پرداختن به درون، چنان من را به خود مشغول ساخته که متاسفانه کمتر فرصتِ پرداختن به ظاهر نصیبم می شود. از همین روست که گاها برای برخی ظاهر بین ها قابل درک نیستم و ای بسا به همین خاطر قضاوتم می کنند!
با کنار ساحل نشستن عمق دریا مکشوف نمی شود ای سبکبار، مگر این که به دلش بزنی!
✍ محسن دامنی
https://t.me/abonima1367
رونالدو و مسی فقط از جنبه فوتبالیست خوب بودن می توانند الگوی خوبی باشند، نه از سایر جنبه ها مانند اخلاقی و فرهنگی!
نوجوان و جوان ما متاسفاته از قدرت تحلیل و تفکیک مسائل برخوردار نیست و نمی تواند بین جنبه فوتبالی و غیرفوتبالی رونالدو و مسی تمایز قائل شود. برای همین در کنار لذت بردن از دریبل ها و گل های زیبای رونالدو و مسی از سبک زندگی این دو فوتبالیست نیز متاثر است. این مسئله ای خطرناک همراه با پیامدهای فرهنگی بی شماری است. امید که نوجوانان و جوانان عزیز تنها در زمینه فوتبالی از این دو فوتبالیست شهیر و محبوب الگو بگیرند نه از آن بخش از سبک زندگی فردی و اجتماعی شان که مغایر با موازین فرهنگی غنی اسلامی ما است! مثلا رونالدو دارای فرزند خارج از چارچوب ازدواج است که این رویکردش با فرهنگ اسلامی ما یکسره در تضاد است و نباید نوجوان و جوان ما چنان فرهنگ زده باشد که بخواهد چشم بسته همه چیزش را از رونالدو و مسی کپی پیست کند!
درحالی که خود ما مسلمانان دارای فرهنگی غنی با سابقه ای چندین سده هستیم و می تواند ما را خوشبخت کند، اگر به آن عمل کنیم!
ذکر نام رونالدو و مسی برای تفهیم بهتر مسئله بود تا فرد مسلمان به این شناخت برسد که در الگو گرفتن از افراد و سبک های مختلف زندگی در عرصه فضای مجازی و رسانه ای، به گونه ای هوشمندانه و گزینشی عمل کند!
✍ محسن دامنی
https://t.me/abonima1367
یکی از توصیه های روان شناسی اجتماعی این است که انسان را به توجه به ظاهر تشویق می کند و می گوید ظاهر اولین چیزی ست که در تیررس نگاه مردم است و باید جذاب باشد. به تعبیری عقل مردم در چشمان شان است. اما من، در کنار زدنِ مهر تاییدی به این توصیه روان شناسی اجتماعی؛ خاطر نشان می سازم که پرداختن به درون، چنان من را به خود مشغول ساخته که متاسفانه کمتر فرصتِ پرداختن به ظاهر نصیبم می شود. از همین روست که گاها برای برخی ظاهر بین ها قابل درک نیستم و ای بسا به همین خاطر قضاوتم می کنند!
با کنار ساحل نشستن عمق دریا مکشوف نمی شود مگر این که به دلش بزنی!
✍ محسن دامنی
https://t.me/abonima1367
به تجربه متوجه شدم آدم هایی که اهل استدلال و منطق اند، از آدم های دهن بین، هم خوش قلب ترند و هم منصف تر!
هم چنین، هیچ گاه بدون داشتن دلایل متقن در مورد انسان های دیگر نظر نمی دهند!
زیرا، نمی خواهند با قضاوت های نابجا در مورد دیگران، در زمره بی شعورها قرار گیرند!
✍️ محسن دامنی
https://t.me/abonima1367
به تجربه متوجه شدم آدم هایی که اهل استدلال و منطق اند، از آدم های دهن بین، هم خوش قلب ترند و هم منصف تر!
هم چنین، هیچ گاه بدون داشتن دلایل متقن در مورد انسان های دیگر نظر نمی دهند!
زیرا، نمی خواهند با قضاوت های نابجا در مورد دیگران، در زمره بی شعورها قرار گیرند!
✍️ محسن دامنی
https://t.me/abonima1367
به مناسبت ۲۰ مهر، روز حافظ !
من با خواندن بیت زیر علاقه مند حافظ شدم:
🔹بر سر آنم که گر ز دست بر آید
🔹دست به کاری بزنم که غصه سر آید
🔰 باید گفت کلیت شخصیت حافظ تا حدودی در بیت فوق متجلی است!
خواننده بعد از خواندن این بیت، در می یابد که کل دغدغه، اندیشه و کار و بار حافظ این بوده تا به همنوعش کمک کند. به تعبیری، او عاشق آدم ها بوده و می خواسته بدون در نظر گرفتن این نکته که آدم ها متعلق به چه گروه و ملیتی هستند، به آنان کمک کند تا رنج هایشان مرتفع شوند.
از همین روست که حافظ را دوست دارم؛ چون اندیشه اش، اندیشه ای ناب و اخلاقی بوده و تقلایش در جهت اعتلای انسانیت بوده است!
روحش شاد باد!
✍️ محسن دامنی
با فرزندان مان در خانه به زبان بلوچی صحبت کنیم!
✍️ محسن دامنی
چند روز پیش یکی از دوستانم را دیدم که پسرش همراه او بود. با پسرش به زبان بلوچی صحبت کردم، دیدم حرف هایم را متوجه نمی شود. از پدرش پرسیدم مگر بچه ات بلوچی صحبت کردن یاد ندارد؟ پس از مکثی کوتاه گفت نه متاسفانه! پرسیدم چرا؟ مگر شما در خانه باهم بلوچی صحبت نمی کنید؟ گفت چرا! گفتم اگر صحبت می کنید خُب دلیلی ندارد این پسر معصوم نتواند به زبان مادری اش تکلم کند. ایشان پاسخ داد راستش را بخواهید پسرم از همان اوایل کودکی تا کنون فیلم و سریال زیاد نگاه می کند. برای همین، زبان بلوچی را نمی تواند خوب صحبت کند. خلاصه بنده از توجیهاتش قانع نشدم. با خود اندیشیدم چه دلیلی دارد که برخی خانواده ها این گونه در حق بچه های مظلوم خود ناخواسته مرتکب ظلم می شوند و آن ها را از یادگیری زبان مادری خویش محروم می کنند. اگر تنها، بچه این دوست بنده بود که نمی تواند به زبان مادری اش صحبت کند، حرفی نبود. حقیقتأ آمار این دست افراد تا دل تان بخواهد درحال افزایش است. با بعضی از خانواده ها صحبت کردم دلیل تان چیست که با فرزندان تان درخانه به زبان شیرین بلوچی صحبت نمی کنید؟ بیشترشان این عذر را پیش کرده اند برای این که وقتی فرزندمان مدرسه رفت، بتواند زبان فارسی را راحت صحبت کند و هیچ لهجه ای نداشته باشد. وقتی به این جواب خانواده ها می اندیشم حقیقتا برای من یکی اصلا قانع کننده نیست که خانواده ای صرفا به این سبب که فرزندش وقتی وارد مدرسه و دانشگاه و جامعه می شود بتواند زبان فارسی را که زبان ملی کشور عزیزمان هست، بدون لهجه صحبت کند؛ قید زبان مادریش را بزند!!
یعنی فقط به خاطر لهجه نداشتن می بایست قید زبان مادری مان را بزنیم؟ به نظر نگارنده این سطور، این پاسخ اصلا منطقی نیست!
از آن جایی که زبان فارسی، زبان ملی کشور است و در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود فرزندمان نیز بعد از ورود به مدرسه، دانشگاه و جامعه به صورت اتوماتیک آن را فرا می گیرد؛ حتی اگر خانواده در این زمینه کم کاری داشته و جهت تقویت زبان فارسی فرزندش کاری هم نکرده باشد.
زیرا ساختار آموزشی حاکم بر جامعه فرزند را به فرا گرفتن زبان ملی سوق می دهد و او به صورت تدریجی موفق می شود زبان رسمی کشور عزیزمان را یاد بگیرد. اتفاقا خیلی خوب هم یاد می گیرد به گونه ای که هیچ لهجه ای هم نداشته باشد و اگر یک شیرازی با او صحبت کند فکر می کند دارد با یک بچه ناف تهرانی صحبت می کند.
چیزی که باعث می شود تا بعضی خانواده ها ( نه همه شان )، به زبان مادری شان بی توجه باشند؛ متاسفانه بحث چشم و هم چشمی است! زیرا، به تحقیق مشاهده شده اغلب این دست افراد به صورت ناخودآگاه معتقدند اگر فرزندشان در مراسمات و در سطح جامعه به زبان فارسی صحبت کند، نه بلوچی؛ آن وقت فرزندشان انعکاسی از باکلاسی آن خانواده در چشم سایر خانواده ها خواهد بود. بایست گفت نه تنها با چنین شیوه ای خانواده ای باکلاس نمی شوند بلکه برعکس، بی کلاس نیز می شوند.
مگر آن ها نخوانده اند که از نگاه سازمان جهانی يونسکو یکی از شاخص های باسواد بودن هر فرد و خانواده این است که با تسلط کامل بتواند به زبان مادری خود صحبت کند؟!
بنابرین؛ مشخص می شود فردی که نمی تواند به زبان مادریش صحبت کند، نه تنها باکلاس نیست، بلکه از نگاه یونسکو بی سواد است. در همین راستا اضافه می شود؛ از نگاه روان شناسان چنین فرزندی در هنگام تحصیل به نسبت به بقیه دانش آموزانی که بیش از یک زبان بلدند چالش های بیشتری خواهد داشت.
امید که خانواده های عزیز در فضای گرم خانه تا حد امکان به زبان بلوچی که زبان مادری شان است صحبت کنند تا فرزندان شان بتوانند زبان مادری شان را یادگرفته و با افتخار به آن صحبت کنند. آن شاءالله!
🔸 زن مسلمان نباید به گونه ای روی زیبایی اش مانور دهد و آن را برجسته و در معرض دید عموم قرار دهد که دیگر توانمندی های او به حاشیه برود و خودش نیز باورش شود که یگانه امتیاز وی، فقط زیبایی اش است و بس!
🔸 بلکه زن نیز مانند مرد یک انسان است و آنچه انسان را به قله ی رفیع انسانیت می رساند و انسانیتش را تا همیشه حفظ می کند ایمان، علم، تقوا، اخلاق، حیا و آزادگی ... است، نه صرفا زیبایی!
زیبایی زایل شدنی است نه ماندنی!
🔸 اما ایمان، تقوا، اخلاق، شرافت، حیا و آزادگی ماندگار است و بعد از مرگ نیز برترین یادگار!
✍️ محسن دامنی
زن با کدام یک به کمال می رسد با برابری یا عدالت؟
✍️ محسن دامنی
دین اسلام دقیقا در زمانی که زن در شبه جزیزه عربستان از هیچ حقوق انسانی برخوردار نبود و توسط مردها زنده به گور می شد از حقوق زن دفاع کرد.
دین اسلام با طلوعش، زن ها را به چنان جایگاهی رفیع رسانید که یکی از ۱۱۴ سوره قرآن کریم، به نام زنان نام گذاری گردید و همچنین سوره ای دیگر به نام مریم، که یکی از زنان اسوه در تاریخ بشریت است، نام گذاری شده است.
زنان در سایه چنین عدالتی به حقوق انسانی تضییع شده چندین سده شان دست یافتند.
بر همین اساس این سوال مطرح می شود که زن مسلمان با وجود قوانین قرآن کریم، کجا نیازی به دریافت حمایت جنبشی مانند جنبش فیمنیسم دارد که رویکرش، رویکردی است در جهت تبدیل کردن زن به مرد؟!
اسلام زن را گرامی داشته و حفظ عزت و حرمت واقعی او را در رعایت عدالت می داند نه برابر شدنش با مرد.
زیرا معنای برابری زن با مرد به زبان ساده این است که زن مثل و مانند مرد شود که این خلاف فطرت سلیم است و خطایی با پیامدهای جبران ناپذیر می باشد که جلوه های عینی آن در خود دنیای غرب قابل مشاهده است.هر جنسی (چه زن باشد و چه مرد) حقوقی دارد و باید به حقوقش برسد.
چون، به کمال رسیدن انسان منوط به این مهم است و زن تنها با مطالبه حقوق خود بر مبنای تعالیم اسلام ( نه بر اساس بندهای مانیفست فیمنیسم) می تواند سیر تکاملی خود را جهت رسیدن به کمال طی نماید و به آن چه شایسته اش است دست یابد.
نگارنده نه زن ستیز است و نه مخالف آزادی زن، بلکه دوستدار رشد واقعی زن است!
اینجانب محسن دامنی ملقب به ابو نیما، این وبلاگ را جهت مطالب و یادداشت ها و مقالات ادبی و فرهنگی و اجتماعی که در این چند سال اخیر نگاشته ام ایجاد کرده ام تا بلکه با نشر آنها در این صفحه بتوانم به جامعه انسانی کمکی هرچند کوچک کرده باشم. امید است محتوایی که توسط بنده در زمینه های ادبی و فرهنگی و اجتماعی در این جا نشر می شود بتواند مورد توجه شما مخاطبین عزیز قرار گیرد. ان شاءالله چنین باشد!