موسیقی و من
✍️محسن دامنی
بسیاری میپرسند: چرا اینقدر غرق در این موسیقی (موسیقی زهیروک بلوچی) هستی؟ مگر ملودی یا صدای خواننده چه دارد که اینچنین تو را بیقرار میکند؟
اما حقیقت این است که موسیقی برای من، فراتر از یک “صدا” یا یک “نوا” است. درست همانطور که مجنون، لیلی را نه برای صورتش، که برای آن شرابی میخواست که از دست او مینوشید؛ من نیز موسیقی را نه برای نُتهایش، که برای آن معنای پنهانی میشنوم که در میان سکوتِ بین نُتها جریان دارد.
موسیقی برای من،قدحی است که آن “شراب بیخودی” در آن ریخته شده. دیگران شاید به ساز مینگرند و به تکنیک اجرا، و از آن شرابِ جانبخشی که در جان موسیقی پنهان است، بیخبر میمانند. آنها به ظرف خیرهاند، اما من از نوشیدن آن حسی که فراتر از کلمات و صداهاست، مستم.
گوش دادن به موسیقی، برای من شبیه تماشای یک منظره نیست؛ شبیه حل شدن در یک حضور است. آنجایی که موسیقی تمام میشود و “احساس” شروع میشود، همانجایی است که من در آن زندگی میکنم.
اینجانب محسن دامنی ملقب به ابو نیما، این وبلاگ را جهت مطالب و یادداشت ها و مقالات ادبی و فرهنگی و اجتماعی که در این چند سال اخیر نگاشته ام ایجاد کرده ام تا بلکه با نشر آنها در این صفحه بتوانم به جامعه انسانی کمکی هرچند کوچک کرده باشم. امید است محتوایی که توسط بنده در زمینه های ادبی و فرهنگی و اجتماعی در این جا نشر می شود بتواند مورد توجه شما مخاطبین عزیز قرار گیرد. ان شاءالله چنین باشد!